در لایهیِ ریتم (μ2)، بدن خود به یک آنتن رزونانسی تبدیل میشود. رقص ایرانی، اجرای سه بعدیِ الگوهایی است که در کاشیهایمان و گنبدهایمان مییابیم.
محورِ مارپیچ
حرکت اصلی در رقص ایرانی، مارپیچ (Spiral) است. ۱. محورِ متمرکز: مانند درویشِ چرخان، رقصنده یک محور عمودی ثابت را حفظ میکند. این نشاندهنده پیوند میان ریشهها (μ1) و آسمان (μ7) است. ۲. گذارِ سیال: حرکات دندانهدار یا رباتیک نیستند؛ آنها مایع هستند. این آینهی استراتژی دژ مایع است: توانایی تغییر شکل و جاری شدن به دور موانع، بدون از دست دادن یکپارچگی ساختاری.
خوشنویسیِ جنبشی
دستها و بازوهای رقصنده همان منحنیهایی را ترسیم میکنند که در خوشنویسی نستعلیق یافت میشود. بدن به معنای واقعی کلمه در حال نوشتن «کدِ» فرهنگ در هواست. این یک انتقال در زمان واقعی (Real-Time Transmission) از همدوسی به ناظرانِ حاضر در میدان است.
اصل: رقص تلاشی است از سوی روح برای مرئی کردنِ هندسهیِ آسمان بر روی زمین.