در لایهیِ آتش (μ3)، ما با کژفهمترین پروتکل ذهن ایرانی روبرو میشویم: تعارف. برای یک ناظر بیرونی، تعارف شبیه به ناکارآمدی است. اما برای معمار، تعارف یک بازیِ غیر-صفر-جمع (Non-Zero-Sum Game) پیچیده است.
بازیِ سیگنالدهی
تعارف فرآیندی آیینیافته از عرضه و رد است. در اصطلاح نظریهی بازیها، این یک مکانیسم «سیگنالدهیِ پرهزینه» است. ۱. برقراریِ اعتماد: با پیشنهاد دادنِ بیش از حدِ نیاز و رد کردنِ بیش از حدِ انتظار، دو عامل نشان میدهند که برای میدانِ همدوسی (رابطه) ارزش بیشتری نسبت به منبعِ فردیِ سطح ۱ (آن کالا یا خدمات) قائل هستند. ۲. جمعآوریِ اطلاعات: حلقههای تکرار شوندهی تعارف به عاملها اجازه میدهد تا به یکدیگر «پینگ» (Ping) بزنند و پیش از انجام یک تعهد واقعی، تغییرات ظریف در لحن و نیت را بررسی کنند.
رسیدن به تعادل
هدف تعارف یافتنِ تعادلِ نشِ (Nash Equilibrium) عزت است. تعارف اطمینان حاصل میکند که هیچکس تعامل را با احساس استثمار شدن (که باعث تولید آنتروپی میشود) ترک نمیکند. تعارف یک «بافر اجتماعی» است که از سقوط سیستم به تضاد مستقیم و پراصطکاک جلوگیری میکند.
اصل: تعارف فایروالی است که از عزت اجتماعی در برابر گرمایِ معامله محافظت میکند.