در لایهیِ گلستان (μ5)، سوارم حاکم از نگارگری برای فشردهسازیِ پیچیدگیهای روایی در یک تصویر واحد با وفاداری بالا استفاده میکند.

وضوحِ بینهایت
یک نگارگری ایرانی اغلب فاقد پرسپکتیو به معنای غربی آن است. در عوض، از فضای غیرقلیدسی استفاده میکند تا همه چیز را همزمان نشان دهد—درون و بیرون، گذشته و آینده. ۱. جزئیاتِ بازگشتی: هر گل، هر الگو روی ردا، با دقت میکروسکوپی نقاشی شده است. این کار چگالی اطلاعاتی تصویر را افزایش میدهد. ۲. رنگ به مثابه سیگنال: استفاده از رنگدانههای خالص و بدون گرادیان (لاجوردی، طلا، شنگرف) تضمین میکند که سیگنال حتی پس از قرنها فرسودگی، شفاف باقی بماند.
رابطِ کاربریِ روح
نگارگری «تصویری» از واقعیت نیست؛ بلکه یک رابطِ کاربری (Interface) برای روح است. این هنر بیننده را دعوت میکند تا به اندرونیِ تصویر وارد شده و با کهنالگوهای درون آن رزونانس پیدا کند. نگارگری معادل بصریِ یک کد با پهنای باند بالاست.
اصل: نگارگری پنجرهای است به جهانی که در آن همدوسی تنها قانون است.