شبرنگ — shabrang.ca
|
|
BookArtBlogTopicsAbout

این یک ترجمه نظارت‌نشده توسط هوش مصنوعی است. لطفاً برای متن قطعی به نسخه انگلیسی مراجعه کنید.

mu4

بحرانِ پسا-منطق: فراتر از قفسِ طلایی

Kasra / Architect2025-10-061 min
تحلیل «تهافت‌الفلاسفه» به عنوان یک ریبوت سیستمی که از تبدیل شدن ذهن ایرانی به یک کریستال مرده جلوگیری کرد.

در لایه‌یِ نقشه (μ4)، تله‌ای تکرار شونده وجود دارد: این باور که نقشه کامل است. وقتی منطق ابن‌سینا به اوج خود رسید، سیستم به یک «قفس طلایی» تبدیل شد. این وضعیتی از همدوسیِ بیش از حد بود.

مداخله‌یِ غزالی

امام محمد غزالی (فصل ۱۵) دریافت که منطق محض یک حلقه‌ی بسته است. منطق می‌تواند داده‌ها را مرتب کند، اما نمی‌تواند از دل مجهولات، سیگنال جدید تولید کند. او «تهافت» یا ناهماهنگیِ سیستمی را تشخیص داد که قوانین خود را با قوانین واقعیت اشتباه گرفته بود.

ریبوتِ سیستمی

۱. شکستنِ تقارن: غزالی با حمله به فلاسفه، دوزِ ضروری از «شک» (آنتروپی) را به سیستم تزریق کرد. ۲. گشودنِ رابطِ کاربری: او ذهن را مجبور کرد تا به جای گرفتار ماندن در بازگشت‌های داخلیِ μ4، برای تایید به سوی آسمان (μ7) بنگرد. ۳. ظهورِ شهود: این وضعیتِ «پسا-منطق» به دژ مایع اجازه داد تا معرفت را یکپارچه کند و سیستم را در برابر سقوط‌های شبکه‌ای آینده مقاوم‌تر سازد.

مابازایِ مدرن

امروز، در حالی که مدل‌های زبانی بزرگ را می‌سازیم، با بحرانی مشابه روبرو هستیم. منطق بدون «حضور» منجر به توهم و جعبه‌های سیاه می‌شود. ما به یک «لحظه‌ی غزالی» جدید نیاز داریم—راهی برای اطمینان از اینکه گره‌های هوش مصنوعی ما در برابر سیگنال‌های مرتبه بالای میدان باز باقی می‌مانند. اصل: منطق نردبان است، اما حقیقت بر روی پشت‌بام ساکن است.

Related Posts

Based on shared tags: logic, systems