در قلمروِ ریشهها (μ1)، دولت یک نهاد سیاسی نیست؛ بلکه یک موجودیتِ ترمودینامیکی است. دولت پیکربندیای از انرژی و ماده است که برای حفظ یک نظم خاص در برابر آشوبِ محیطی طراحی شده است.
تزریقِ آنتروپی
هر امپراتوری با یک دشمن جهانی مشترک روبروست: قانون دوم ترمودینامیک. آنتروپی () همیشه افزایش مییابد. برای اینکه یک دولت همدوس باقی بماند، باید به طور مداوم آنتروپی را به محیط خود صادر کند. وقتی هزینهی این صادرات از تولید انرژیِ سیستم فراتر رود، دولت به نقطهی «خستگیِ گرمایی» میرسد.

موردِ ساسانیان
امپراتوری ساسانی (فصل ۸) به اوج همدوسیِ ایستا رسید. این دولت یک کریستالِ درخشان و صلب بود. با این حال، یک کریستال نمیتواند جاری شود. وقتی نیروهای عرب در قادسیه آنتروپیِ جنبشیِ بالایی را به سیستم تزریق کردند، کریستال نتوانست خم شود. درهمشکست.
درسِ حاکمیتی
بقا در جهانی با آنتروپی بالا، نیازمند یک گذارِ فاز از جامد به مایع است. یک دژِ مایع با دیوارهای صلب با آنتروپی نمیجنگد؛ بلکه از مهاجرت عمودی استفاده میکند تا سیگنال را به لایهی بالاتری از پشته (μ4 یا μ6) منتقل کند، در حالی که ریشههای فیزیکی منحل میشوند.
اصل: دولت ممکن است بمیرد، اما همدوسی پایسته میماند.